پروتکل /proʊtəˌkɒl/ NounEnglishprotocolالعربيةبروتوكولExampleکارکنان سفارت در **آییننامه**ی دیپلماتیک آموزش دیده بودند.The embassy staff were trained in diplomatic protocol.تأکید بر جنبهی تشریفاتی و رسمی.