اندازه‌گیری /ændɒːzɛɡiːɾiː/ Noun

English
measure
العربية
قياس

Example

  • دولت برای کنترل تورم، **تدابیر** سخت‌گیرانه‌ای اتخاذ کرد.
  • The government introduced strict safety measures.
  • در اینجا «تدابیر» بار رسمی و جمع‌بستن «اقدام» را دارد.