گران‌بها /ɡerɒːn.bæhɒː/ Adjective

English
precious
العربية
ثمين

Example

  • او جواهراتِ [ارزشمند] خود را در صندوقچه‌ای پنهان نگه می‌دارد.
  • She keeps her precious jewelry in a hidden safe.
  • استفاده از 'ارزشمند' برای اشیای مادی رایج‌تر است.