مؤلفه /moʔællæfæ/ NounEnglishcomponentالعربيةمُكوّنExampleموتور خودرو از **بخشهای** کوچکِ متعددی تشکیل شده است.The engine has many small components.استفاده از 'بخش' برای اجزای فیزیکی رایج است.