بارداری /bɒːrdɒːɾiː/ NounEnglishpregnancyالعربيةحملExampleاو یک بارداری سالم را تجربه کرد. (بارداری / حاملگی / آبستنی) — او دوران خوشی را پشت سر گذاشت.She had a healthy pregnancy.«تجربه کردن» برای این حالت بسیار رایج است.