شوکزده /ʃoːk-zæde/ Adjective
- English
- shocked
- العربية
- مصدوم
Example
- وقتی فهمیدم چه کرده، واقعاً **بهتزده** بودم. (بهتزده شدن / حیرت کردن / مبهوت شدن) — از: I was quite shocked when I found out what he'd done.
- I was quite shocked when I found out what he'd done.
- استفاده از صفت «بهتزده» حس درونی و فلجکننده شوک را منتقل میکند.