به باد انتقاد گرفتن /be bɒːde enteqɒːde ɡereftan/ Verb
- English
- berate
- العربية
- وبّخ
Example
- مربی بازیکنان را به خاطر عملکرد ضعیفشان به شدت سرزنش کرد (عتاب کردن / توبیخ کردن / سخت گرفتن).
- The coach berated the players for their poor performance.
- در فارسی، «سخت گرفتن» بار عتاب شدید را میرساند.