خوش‌بیان /xoʃ.bæˈjɒːn/ Verb

English
articulate
العربية
فصيح

Example

  • او در مصاحبه شغلی برای [بیان کردن / شرح دادن / واضح گفتن] افکارش دچار مشکل بود.
  • She struggled to articulate her thoughts during the interview.
  • در فارسی، «بیان کردن» برای انتقال محتوای ذهنی بسیار رایج است.