چارچوب /tʃɒːrtʃuːb/ Noun

English
framework
العربية
إطار عمل

Example

  • چارچوبِ فولادیِ آسمان‌خراش در زمان رکورد شکسته شد.
  • The steel framework of the skyscraper was completed in record time.
  • استفاده از 'چارچوب' برای ساختارهای فیزیکی و انتزاعی رایج است.