چرخیدن / وارونه جلوه دادن /tʃær.xi.dæn/ NounEnglishspinالعربيةتدوير / تكييفExampleاسکیتباز با یک «چرخش» بینقص کارش را تمام کرد.The figure skater finished with a perfect spin.در اینجا «چرخش» کاملاً مفهوم حرکت دورانی هنری را میرساند.