کنسرت /konsert/ Noun
- English
- concert
- العربية
- حفل موسيقي
Example
- ما بلیتهایِ کنسرتِ راک را ماهها پیش خریداری کردیم (خریدن / تهیه کردن / به دست آوردن).
- We bought tickets for the rock concert months in advance.
- کنسرتهای راک در میان جوانان بسیار محبوب است.