درجا زدن / غرفه /dær.dʒɒː zæ.dæn/ NounEnglishstallالعربيةتعطل / مماطلةExampleاو در میدان، در دکهٔ [بساط/دکه/غرفه] خود مشغول کار است.He works on a market stall in the Square.بساط حس قدیمیتر و موقتی بودن را دارد.