در بر گرفتن /dær bær ɡeɾeːftæn/ Verb

English
encompass
العربية
يشمل

Example

  • این شغل، طیف وسیعی از مسئولیت‌ها را **دربرمی‌گیرد**.
  • The job encompasses a wide range of responsibilities.
  • دربرگرفتن در اینجا بار معناییِ «وظیفه محوری» دارد.