دوستی /duːstiː/ Noun

English
friendship
العربية
صداقة

Example

  • آن‌ها در دانشگاه یک **دوستی** عمیق برقرار کردند.
  • They formed a close friendship at college.
  • برقرار کردن (to establish) برای دوستی بسیار رایج است.