دروغ /doˈruːɣ/ Verb

English
lie
العربية
كذب

Example

  • باید روی زمین [دراز بکشم] تا کمرم کمی باز شود.
  • I need to lie on my back to stretch my spine.
  • این فعل برای اشاره به وضعیت بدن به کار می‌رود.