بازسازی /bɒːzsɒːziː/ Noun
- English
- restoration
- العربية
- ترميم
Example
- احیای عمارتِ قرن هجدهمی پنج سال به طول انجامید.
- The restoration of the 18th-century manor took five years.
- در اینجا «احیا» (restoration) بارِ معناییِ بازگرداندن به شکوهِ گذشته را دارد.