عاشقانه /ɒːʃeqɒːne/ NounEnglishromanceالعربيةرومانسيةExampleعشقبازیِ تعطیلاتِ آنها به محض بازگشت به خانه تمام شد.Their holiday romance ended as soon as they returned home.در اینجا 'عشقبازی' حس موقتی بودن را بهتر منتقل میکند.