فعال‌سازی /fæʕɒːlsɒːˈziː/ Noun

English
activation
العربية
تفعيل

Example

  • فعال‌سازیِ سامانهٔ هشدار در نیمه‌شب رخ داد.
  • The activation of the alarm system occurred at midnight.
  • استفاده از 'سامانه' به جای 'سیستم' کمی فاخرتر است.