ساختن /sɒːxˈtæn/ Noun

English
making
العربية
صنع

Example

  • ساختِ این مستند سفری طولانی بود.
  • The making of the documentary was a long journey.
  • در اینجا «ساخت» به معنای فرآیند فیلم‌سازی است.