خوش‌برخورد /xoʃ.bæɾ.xoɾd/ Adjective

English
friendly
العربية
ودود

Example

  • او با لبخندی دوستانه (ساختن / بنا کردن / ایجاد) به من خوش‌آمد گفت.
  • She gave me a friendly smile when I walked in.
  • لبخند در فرهنگ ما نشانه‌ی گشایش است.