جهتگیری /dʒæhætɡiːɾiː/ NounEnglishorientationالعربيةتوجيهExampleشرکت ما **رویکردی** مشتریمحور را در پیش گرفته است.The company has a strong customer-service orientation.در اینجا 'رویکرد' بار معنایی 'orientation' را به خوبی منتقل میکند.