قدردانی /ghædr-dɒːniː/ Noun

English
appreciation
العربية
تقدير

Example

  • او قدردانیِ چندانی از موسیقی خوب نشان نمی‌دهد.
  • She shows little appreciation of good music.
  • در اینجا «قدردانی» به معنای درک و لذت بردن است.