طرفدار /tæɾæfdɒːɾ/ Noun
- English
- fan
- العربية
- مُعجب
Example
- او شدیداً طرفدارِ موسیقی کلاسیک است — (هوادار / طرفدار / شیفته) — این واژه نشاندهنده علاقه عمیق است.
- She is a huge fan of classical music.
- استفاده از 'شدیداً' برای تقویت مفهوم 'huge fan' ضروری است.