سلسلهمراتب /selsele-marɒːtɛb/ NounEnglishhierarchyالعربيةهرميةExampleساختار سازمانی این شرکت خیلی **سلسله مراتبِ** تخت دارد.The company has a very flat hierarchy.استفاده از 'تخت' (flat) در مقابل ساختار عمودی رایج است.