خنگ /xong/ Adjective

English
dumb
العربية
غبي

Example

  • آن کار واقعاً یک حرکت خُل‌وار بود. (خُل / نادان / ساده‌لوح)
  • That was a pretty dumb thing to do.
  • استفاده از 'خُل' در اینجا لحنی دوستانه و کمی طنزآمیز دارد.