خوش‌شانس /xoʃ.ʃɒːns/ Adjective

English
fortunate
العربية
محظوظ

Example

  • خوشبختانه توانستیم در قطار شلوغ جا پیدا کنیم.
  • We were fortunate to find a seat on the crowded train.
  • در اینجا «خوشبختانه» نقش قید حالت را دارد که رایج‌ترین کاربرد است.