نظارتی /nezɒːrætiː/ AdjectiveEnglishregulatoryالعربيةتنظيميExampleنهادهای نظارتیِ (مقرراتی / تنظیمی / نظارتی) در حال بررسی ادغام هستند.The regulatory authorities are investigating the merger.استفاده از 'نظارتی' در این بافت بسیار رایج است.