مسئولیت /mæs.ʔuː.liːjæt/ NounEnglishresponsibilityالعربيةالمسؤوليةExampleاو در شغل جدیدش بار سنگینی از **مسئولیت** را بر دوش میکشد.She has a lot of responsibility in her new job.استفاده از 'بار سنگین' یک تصویرسازی رایج است.