مربی /moræbbiː/ Noun
- English
- mentor
- العربية
- مُرشد
Example
- او دوست و **مربی** بسیاری از بازیگران جوان بود. (او دوست و **راهنمای دلسوز** بسیاری از بازیگران جوان بود.)
- She was a friend and mentor to many young actors.
- استفاده از مربی در اینجا بسیار طبیعی و مدرن است.