میز /miːz/ NounEnglishtableالعربيةطاولةExampleهمه دورِ میز شام جمع شدیم تا غذایی مشترک بخوریم.We gathered around the dinner table to share a meal.استفاده از فعل «جمع شدن» برای دور میز بسیار رایج است.