مسافر /mo.sɒː.fær/ NounEnglishpassengerالعربيةراكبExampleشرکت هواپیمایی در حال بررسی مدارک همهٔ مسافران پرواز ۴۰۲ است.The airline is checking in all passengers for flight 402.مسافر (Mosafer) رایجترین و خنثیترین انتخاب است.