مشتری /moʃtæˈriː/ Noun

English
customer
العربية
عميل

Example

  • راهبردهای بازاریابی برای هدف‌گیریِ (جذب کردن / پیدا کردن / شناسایی) مشتریان بالقوه برای رشد ضروری است.
  • Marketing strategies to target potential customers are essential for growth.
  • واژه «مشتری» در فارسی بسیار رایج و خنثی است.