بسط دادن /bæst dɒːdæn/ AdjectiveEnglishelaborateالعربيةتوسّعExampleسیستم امنیتی شرکت، سیستمی **مُتقَن** است. (پیچیده / پُرجزئیات / پُرپیچوخم)The company has an elaborate security system.در اینجا «مُتقَن» حس استحکام و طراحی دقیق را میرساند.