نقشه /næq.ʃɛ/ NounEnglishmapالعربيةخريطةExampleاو پیش از سفر، **نقشهٔ** فرانسه را بررسی کرد.She checked the map of France before the trip.نقشه رایجترین و خنثیترین انتخاب است.