نگران /neɡæˈrɒːn/ AdjectiveEnglishconcernedالعربيةقلقExampleاو از سلامتی پسرش بسیار نگران بود (نگران / دغدغهدار / متأثر) — از سلامتی پسرش متأثر بود.She was concerned about her son's health.استفاده از 'متأثر' بار عاطفی بیشتری دارد.