نشانه /neʃɒːne/ Noun

English
indication
العربية
مؤشر

Example

  • هیچ **نشانه‌ای** از اینکه او خبر را شنیده باشد، وجود نداشت.
  • There was no indication that he had heard the news.
  • در اینجا «نشان» بسیار طبیعی‌تر از «دلالت» است.