شبهنظامی /ʃebhe-nezɒːmiː/ Noun
- English
- militia
- العربية
- ميليشيا
Example
- او گفت اگر شورشیان تسلیم نشوند، **نیروی شبهنظامی** دولتی را فرا میخواند. (فراخواندن / بسیج کردن / فراخوان زدن)
- He said he would call out the state militia if the rebels did not surrender.
- فراخواندن بار رسمیتری دارد تا 'صدا زدن'.