پناهنده /pænɒːhændɛ/ Noun

English
refugee
العربية
لاجئ

Example

  • جریانِ پیوسته‌ای از پناهندگانِ [پناهنده / آواره / مهاجرِ ناگزیر] از منطقهٔ جنگی سرازیر شده است.
  • There has been a steady flow of refugees from the war zone.
  • استفاده از 'جریان پیوسته' (steady flow) حس حرکت مداوم را می‌رساند.