سرسخت /sær.sæxt/ Adjective

English
persistent
العربية
مُثابر

Example

  • فروشندگان سمج که جواب «نه» را نمی‌پذیرند، با چه چیزی [پایدار] برخورد کنیم؟
  • How do you deal with persistent salesmen who won't take no for an answer?
  • در اینجا «سمج» یا «پیگیر» بار معنایی قوی‌تری دارد.