طبقه پایین /tæbæʁeje pɒːjiːn/ Adverb
- English
- downstairs
- العربية
- الطابق السفلي
Example
- نتوانستم بخوابم، پس به پایین رفتم و تلویزیون تماشا کردم (رفتم به پایین (حرکت کردم / رفتم) و تلویزیون دیدم).
- I couldn't sleep, so I went downstairs and watched TV.
- رفتن به پایین یک عمل رایج برای تغییر فضا است.