پژواک /pæʒvɒːk/ NounEnglishechoالعربيةصدىExampleپژواکِ [پژواک / بازتابِ / انعکاسِ] در کلیسا خیرهکننده بود.The echo in the cathedral was breathtaking.پژواک رایجترین و طبیعیترین انتخاب است.