پیشبینی کردن /piːʃ.biː.niː.kær.dæn/ فعل
- English
- anticipate
- العربية
- يترقب
Example
- ما **پیشبینی نمیکنیم** (تصور کردن / انتظار داشتن / مورد نظر داشتن) مشکل عمدهای در عرضه اولیه داشته باشیم.
- We don't anticipate any major problems with the launch.
- استفاده از فعل مرکب رایجترین حالت است.