رقیب /ræˈɢiːb/ Noun

English
opponent
العربية
خصم

Example

  • شطرنج‌باز هر حرکتِ **رقیبش** را موشکافی می‌کرد.
  • The chess player studied his opponent's every move.
  • رقیب (Raqib) برای رقابت‌های فکری و ورزشی بسیار رایج است.