راهب /rɒːheb/ NounEnglishmonkالعربيةراهبExampleراهبِ بندیکتین روزهایش را وقف نیایش و مطالعه میکرد. (زاهدِ بندیکتین / مردِ گوشهگیر)The Benedictine monk spent his days in prayer and study.راهب (Rāheb) بار مذهبی قویتری دارد.