هل دادن /hol dɒːdæn/ Verb

English
push
العربية
دفع

Example

  • با تمام توان «راندن» (هل دادن / فشار آوردن) کردیم اما پیانو تکان نخورد.
  • We pushed and pushed but the piano wouldn't move.
  • تأکید بر تلاش فیزیکی مداوم با «راندن» یا «هل دادن» مناسب است.