ساکن /sɒːkɛn/ Adjective

English
resident
العربية
مقيم

Example

  • جمعیتِ [ساکن] شهر پنج درصد رشد کرد.
  • The town’s resident population grew by 5%.
  • استفاده از 'ساکن' در اینجا بسیار رایج و طبیعی است.