سرمایهگذاری /særmɒːjeɡɒːzɒːriː/ Noun
- English
- investment
- العربية
- استثمار
Example
- دولت در حال تشویق به [سرمایهگذاری] خارجی در بخش فناوری است.
- The government is encouraging foreign investment in the tech sector.
- سرمایهگذاری در اینجا به معنای ورود پول و منابع است.