تدوین کردن /tædviːn kærdæn/ Verb

English
compose
العربية
تأليف

Example

  • موتسارت آخرین اُپرای خود را اندکی پیش از مرگش [سرود/نگاشت].
  • Mozart composed his last opera shortly before he died.
  • سرودن برای آثار بزرگ هنری بسیار مناسب است.