سفید /sefɪːd/ AdjectiveEnglishwhiteالعربيةأبيضExampleاو یک پیراهن **سفید** و اتوکشیده برای مصاحبه پوشیده بود.She wore a crisp white shirt to the interview.استفاده از صفت برای توصیف لباس رسمی.