شرق /ʃæʁɢ/ Adjective

English
east
العربية
الشرق

Example

  • پنجره‌ای شرقی (دارایِ / واقع در / رو به) داریم که نور زیبای صبحگاهی را دریافت می‌کند.
  • We have an east window that gets beautiful morning light.
  • نور صبحگاهی در معماری سنتی ایرانی بسیار ارزشمند است.